|
ترانه
|
||
|
مدرسه موسیقی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران |
سر نوشت
یه شب از نیمه شبهای زمستون
دو تا مرغ سپید اومد تو ایوون
دو تا مرغ سپید تازه پرواز
دو تا مرغ ندیده جور گردون
***
سحر مرغی اومد تنها و خسته
نشست و ناله کرد رو شاخ پسته
نمیدونم نمیدونم خدایا
چرا مرغ غریب تنها نشسته؟
***
شب پاییزه و لالای بارون
شکوفه ریخته از شاخسارون
نه مرغی اومده رو شاخ پسته
نه مرغی پر زده از طاق ایوون
* زندهیاد نوذر پرنگ
خواننده: کورش یغمایی
دهاتی
ساده بگم: دهاتیام
اهل همین نزدیکیا
همسایهی روشنی و همخونهی تاریکیا
ساده بگم، ساده بگم:
بوی علف میده تنم
هنوز همون دهاتیام
با همه شهری شدنم
*
باغ غریب ده من
گلهای زینتی نداشت
اسب نجیب ده من
نعلای قیمتی نداشت
اما همون چهار تا دیوار
با بوی خوب کاگلش
اما همون چنتا خونه
با مردم ساده دلش
برای من که عکسمو – مدتیه تو آب چشمه ندیدم
برای من که شهریام از اون هوا دل بریدم
دنیاییه که دیدنش
اگرچه مثل قدیما
راه درازی نداره
اما میدونم که دیگه
دنیای خوب سادگی
به من نیازی نداره.
* محمدعلی بهمنی
خندۀ دریاچه
تو مثل لحظۀ با عشق آشنا شدنی
تو قلب نازک آیینه را نمیشکنی
نه در خیال، که در شیوه شعر مانندی
نه در کنار، که در پردههای جان و تنی
حضور خاطرهای، لطف کودکهایی
بهار عاطفهای، مثل دوست داشتنی
میان خندۀ دریاچه، اشک مهتابی
میان گریۀ باران، تبسم چمنی
در آستانۀ سبز دعا، به وقت قنوت
اگرچه روی زمین هستی، آسمان وطنی
خوشا نگاه تو آن آبشار روحانی
اگر ز روی محبت به من نظر فکنی
سزای دوست، کلام محبتآمیز است
من از برای تو هستم، تو هم برای منی
* محمدجواد محبت
شکوفه و شبنم
چو آفتاب خیال تو با من است امشب
نشسته کوکب بختم به دامن است امشب
شب ترنم باران، ترانۀ مهتاب
شب شکوه ستاره که با من است امشب
شب شکوفه و شبنم به باغ بیداری
که پر ز لاله و گل دست و دامن است امشب
شب نسیم و تبسّم، شب شکوفایی
شب فروغ شقایق به گلشن است امشب
چراغ نقرهای ماه، در فضای بهار
چو لالههای سحرگاه روشن است امشب
چو غنچه سر به گریبان نشستهای تا چند؟
که گل دمیده ز دامان بهمن است امشب
بیا که نوبت گل گفتن است و گل چیدن
جوانههای غزل در شکفتن است امشب
* مشفق کاشانی
من از روز ازل دیوانه بودم
من از روز ازل، دیوانه بودم دیوانۀ روی تو، سرگشتۀ کوی تو
سرخوش از بادۀ مستانه بودم در عشق و مستی، افسانه بودم
نالان از تو شد، چنگ و عود من تار موی تو، تار و پود من
بیباده مدهوشم، ساغر نوشم ز چشمۀ نوش تو
مستی دهد ما را، گل رخسارا بهار آغوش تو
چون به ما نگری، غم دل ببری کز بادۀ نوشینتری (2)
سوزم همچو گل، از سودای دل
دل رسوای تو، من رسوای دل
گرچه به خاک و خون کشیدی مرا روزی که دیدی مرا
بازآ در شام غمم صبح امیدی مرا صبح امیدی مرا
* زندهیاد: رهی معیری (1344-1277 هـ.ش)
تصنیف آهنگ: مرتضی محجوبی
وطن
|
من اگه سروده باشم |
|
وطنم تو شعر نابی |
وطنم، وطنم، وطنم ایران
همه جانی به تنم، وطنم ایران
|
وطنم که شعر حافظ وطنم درودی از من |
|
شده وصلۀ تن تو |
زنده یاد حسین منزوی
خواننده: فرشاد جمالی
خونۀ باهار
کمک کنین هلش بدیم، چرخ ستاره پنچره
رو آسمون شهری که ستاره برق خنجره
گلدون سرد و خالی رو، بذار کنار پنجره
بلکه با دیدنش یه شب، وابشه چن تا حنجره
با ما که خستهایم بگه، خونۀ باهار کدوم وره؟
تو شهرمون آخ بمیریم، چشم ستاره کور شده
برگِ درخت باغمون، زبالۀ سپور شده
مسافر امیدمون، رفته از اینجا دور شده
کاش تو فضای چشممون، پیدا بشه یه شاپره
به ما که خستهایم بگه، خونۀ باهار کدوم وره؟
کنار تنگ ماهیا، گربه روز نازش میکنن
سنگ سیاه حقه رو، مهر نمازش میکنن
آخر خط که میرسیم، خطو درازش میکنن
آهای فلک که گردنت از همهمون بلنتره
به ما که خستهایم بگو، خونۀ باهار کدوم وره؟
* زنده یاد عمران صلاحی
به شیمیاییها که بیصدا میسوزند
بچههای خط اول
ماهیای سرخِ عاشق، توی حوضی از اسیدن
دلشون یه دریا درده، کی میدونه چی کشیدن؟!
میدونی چه دردی داره، بیصدا ترانه خوندن؟!
میدونی چه سوزی داره، تو آتیش نفس کشیدن؟!
هدهد سبا شدیم و هفت شهرِ عشقو گشتیم
ما نفس کم نیاوردیم، معلومه کیا بریدن!
سینه آتیشِ خلیله، اینجا عشقه که دلیله
ببین این دلای عاشق، چه بهشتی آفریدن!
بچههای خط دوم، سرشون به خاکه، اما
بچههای خط اول، آسمونو سر کشیدن
فکر اون گلای سرخم که سرا رو خم نکردن
میمیرن ولی نمیگن که گلوشونو بریدن
لالهها کی گفته تنها، هموناییین که رفتن؟
اینای که پرشکستهن، مگه کمتر از شهیدن؟
* علیرضا قزوه
«شعله عشق»
باز شب و ذوق تمنای من
تمنای من
روی تو و چشم تماشای من،
تماشای من
شعلهور از عشق، شعلهور از عشق، سراپای من
آمده از ره شب زیبای من
***
ای تب شبها، راز جنون را
از تو نهفتن نتوانم نتوانم،
چون تو بیایی، وصف درون را
با تو نگفتن، نتوانم نتوانم،
***
خلوت شبها نظرم میدهد همت سیر و سفرم میدهد
حال و هوای دگرم میدهد سوز دل و چشم ترم میدهد
***
شور تو سر میکشد از ساز دل
گرمی تو شعلۀ آواز دل
خلوت تو عرصۀ پرواز دل
همنفس و همدم و همراز دل
***
ای شب شبها، راز جنون مرا
از تو نهفتن نتوانم نتوانم
چون تو بیایی، حرف درون را
با تو نگفتن نتوانم نتوانم
* ساعد باقری
خواننده: علیرضا افتخاری
آهنگساز: بهزاد خدارحمی
«سفر»
تو برو به سفر،
به هر کجا که روی
سفر سلامت
بخدا نکنم
از آنچه رفته به دل
ترا ملامت
***
بخدا شب من
نمیرسد به سحر
اگر نیایی
بخدا همه جا
به جستجوی توام
بگو کجایی
***
تو چراغ دلم
ز حال عاشقیام
خبر نداری
تو چرا قدمی
به روی چشم ترم
نمیگذاری
***
تو به یک نگهت
دگر قرار مرا
ز کف ربودی
تو مرا ز خودم
گرفتی و پس از آن
سفر نمودی
***
تو مرو به سفر
که یک شبم بشود
هزار و یکشب
بخدا همه شب،
ز عشق شعلهورت
بسوزم از تب
* پرویزبیگی حبیبآبادی
خواننده: علیرضا افتخاری
آهنگساز: بهزاد خدارحمی
سرزمین لبخند
|
اینجا آدما برای قصههاشون کوچهها: خیال خاطرات نزدیک یه روزی تو لحظه لحظههای این دشت دل ما دریائیه، دریا بزرگه |
|
گفتنیهای همیشه تازه دارن آدما: آئینههای مهربونی تا دلت بخواد شقایق مینوشتیم کی میخواد دریارو دست کم بگیره |
* سهیل محمودی
سیاه و سپید
یه روز سیاه، یه روز سفید، یه روز زرد
یه روز غروب غم گرفتۀ سرد
یه روز برای تو که شاعرانهس
یه روز برای من که بیترانهس
یه روز تویی - روزی که شب نمیشه
یه روز منم - ابریتر از همیشه
یه روز منم - اسیر خاک تبعید
یه روز تویی - اونور خوابِ خورشید
تو چشم من تویی که آسمونی
تو خواب من تویی که مهربونی
تویی که واژه واژه دلنشینی
هنوز عزیز، هنوز عزیزترینی
هنوز به یاد تو، به یاد خونه
گل میکنن شعرای عاشقونه
هنوز بیاد تو بهار، بهاره
هنوز صدام عطر صداتو داره
فقط نذار شاعر شب بمیره
نذار صدام رنگ عزا بگیره
اگه میسوزه شب شاعرانه
فقط نذار بمیره این ترانه
* اهورا ایمان
آهنگساز: زندهیاد بابک بیات
تنظیم: بامداد بیات
خواننده: حمید حامی
پنجرهها
صبح که میشه پنجره بیتاب میشه
شبنمه که تشنه آفتاب میشه
پنجرهها قد میکش تا خورشید
آینه بازی میکنن با خورشید
چشماتو واکن تا دلت وا بشه
چشمه شه و راهی دریا بشه
چشماتو واکن که غمت بمیره
شادی بیاد سراغتو بگیره
صبح اونه که نگاتو روشن کنی
خورشید و مثل پیرهنت تن کنی
صبح چیزی نیست جز یه شروع تازه
با هر سپیده یه طلوع تازه
* ناصر فیض
نیایش
|
واسه تو ترانه گفتن اگه هیچکیام نباشه به خودت قسم که خورشید گلای لاله میخشکن |
|
به خودت قسم که سخته راز دل پیش تو فاشه یه چراغ نیمه جونه زیر بارون بهاری |
تویی که فانوس خاموش دلو
با گل ترانه روشن میکنی
خونۀ تاریک سینۀ منو
با همین بهانه روشن میکنی
* احسان براتپور
نقره بارون پرنده
ماه و صحرا و ستاره، نقره بارون پرنده
اگه مهتابی نباشه پای چشمه کی میخنده
اگه دست مهربون شاخههای گل نباشه
بند کفشای نسیمو زیر بارون کی میبنده
چه قدر کم داره چشمه اگه بارون نباشه
اگه پای چشمه این بیدای مجنون نباشه
بید مجنونم که باشه به چه دردی میخوره
اگه یه پرنده رو شاخهها مهمون نباشه
یه نفس پرنده شو قناریارو پر بده
از بهاری که قراره برسه خبر بده
بگو از رفتن و موندن چه خبر
بگو از تو بگو از من چه خبر
* بیژن ارژن
دعا (شعر نوجوان)
خدا هرچه را، هر کجا آفر ید
برای شما بچهها آفرید
زمین را که این قدر پهناور است
خدا زیر پای شما آفرید
که همبازی شاپرکها شوید
برای شما دست و پا آفرید
شما تشنه بودید، باران گرفت
به دنبال باران، غذا آفرید
اگر عطسه کردید و تب داشتید
ز بوی گیاهان، شفا آفرید
چراغی به زیبایی ماهتاب
برای شب بچهها آفرید
همه روزهای شما قیمتی است
که خورشید را از طلا آفرید
تعجب ندارد بپرسیم اگر
که انسان چرا جنگ را آفرید؟
مگر تیله و بادبادک بد است؟
بشر، بمب و موشک چرا آفرید؟
بیاییم با هم بخواهیم از او
از اویی که بر لب، دعا آفرید:
نگهدار ما باش در فتنهای
که انسان ز روی خطا آفرید
* افشین اعلاء
زندگی قشنگ (شعر کودک)
چن روزیه که هستن
مورچهها مهمون ما
لونههاشونو آوردن
گوشۀ ایوون ما
چه لونۀ قشنگی
چقد کوچیک، چه زیبا
مورچهها از راه میان
از اینجا و از اونجا
مرتب و منظم
خسته نمیشن از کار
بارشونو میبرن
مورچههای بیآزار
اگر چه لونههاشون
خیلی کوچیک و تنگه
کنار هم که هستن
زندگیشون قشنگه
* ایرج قنبری
فصل دوستی (نوجوان)
یک خبر تازه رسید از نسیم
شانۀ هر شاخه پر از لانه شد
کوه پر از چهچهۀ چلچله
دشت پر از بوتۀ پروانه شد
باز زمین خنده زد و آسمان
رنگ پر و بال کبوتر گرفت
باز دل کوچک گنجشکها
آن طرف پنجرهها پر گرفت
میشود امروز از آغاز صبح
تازه شد و طعم هوا را چشید
از نفس باغچه، گل در حیاط
باز هم آواز خدا را شنید
میشود از پنجرۀ باز دل
تا دل یک زنجره پرواز کرد
میشود امروز دم باغچه
دوستی تازهای آغاز کرد
* بیوک ملکی
گل سرخ
گل سرخ از زمستونا رسیدی
به زیر چتر بارونا رسیدی
مثل رؤیای سرخ یه شکفتن
تو خوابِ سبزِ گلدونا رسیدی
***
یه شب عطر تو پیچید توی خونه
بهش گفتم کنار من بمونه
ولی فردا به باغ قصه بردن
تورو پروانهها شونه به شونه...
***
گل سرخ، گم شدی، جای تو خالی
تو این گلدون خاموش سفالی
یه دست از اونور ابرا تورو برد
شدی شاهزادۀ قصری خیالی
***
یه شب اسم تورو تو ابرا خوندن
تورو رو مرکب طوفان کشوندن
مثل نیلوفرِ خونیِ خورشید
تورو رو تختِ دریاها نشوندن
* محمدسعید میرزائی
خواننده: حمیدرضا گلشن
آهنگساز: علیرضا افکاری
|
|